حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2038

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

و سلكوس روى داد ، كه اواگر « 1 » والى و چند نفر ديگر از رؤساء كشته شدند ، بقيّهء قشون نيكاتور از آن‌تىگون ناراضى گشته به سلكوس پيوست و نيكاتور ، از بيم اينكه سربازانش او را گرفته به سلكوس تسليم كنند ، فرار كرده بكوير رفت . بعد سلكوس قشون نيكاتور را بقوّه خود ضميمه كرده ، ماد و خوزستان را گرفت و از اين زمان تجمّلات و دبدبه پادشاهى را اتّخاذ كرد ( ديودور ، كتاب 19 ، بند 92 ) . اين واقعه در 312 ق . م روى داد و سلوكىها ، اين سال را ابتداى تأسيس دولت سلوكى و مبدء تاريخ قرار دادند . بهره‌مندى دمتريوس بطلميوس ، كه پس از فتح غزه در سوريّه نشسته بود ، وقتى كه شنيد دمتريوس در كيليكيّه با قشونى به طرف سوريّه ميرود ، سيلّس « 2 » نام مقدونى را با قشونى براى دفع او فرستاد ، ولى دمتريوس بوسيله جاسوسانش اطلاع يافت ، كه اردوى سردار مزبور چندان حفاظى ندارد ، بنابراين باروبنه خود را در محلّى گذارد و با قشونى سبك اسلحه در طليعهء صبح بر او تاخته ، بر تمامى قوّه‌اش غالب آمد و خود سيلّس را هم اسير كرد . بعد او بپدرش آن‌تىگون نوشت ، كه بسوريّه بيايد و او بكمك پسرش شتافت . در اين احوال بطلميوس با سرداران خود مشورت كرد ، در سوريّه بماند يا بمصر برگردد ، تا جنگ او با آن‌تىگون در مصر روى دهد . آنها گفتند ، كه طرف شدن با عدّه‌اى بيشتر ، آن هم در تحت فرماندهى سردارى مانند آن‌تىگون ، كه تا حال غير مغلوب بوده ، صلاح نيست . بر اثر اين مصلحت بينى بطلميوس شهرهاى عمده فينيقيّه و فلسطين را ، مانند عكّه و يافّه و سامره « 3 » و غزه خراب كرده بمصر برگشت . آن‌تىگون و انباط آن‌تىگون پس از اينكه بر تمام سوريّه و فينيقيّه تسلّط يافت ، خواست با اعراب نبطى بجنگد ، زيرا ميپنداشت ، كه نبطىها با او دشمن‌اند . با اين مقصود 4000 پياده سبك اسلحه و 600

--> ( 1 ) - Evagre . ( 2 ) - Cilles . ( 3 ) - Ace , Joppe , Samaree .